همزمان با افزایش حجم تولید ، مساله تقسیم كار مطرح شد تا كارها تخصصی‌تر شده و بتوان كارگران را به كارهای متفاوتی واداشت . عموما تصور می‌شود روشهای تقسیم كار  ، در قرن بیستم و با تئوریهای مدیریت علمی شكل گرفتند اما باید دانست كه با شروع انقلاب صنعتی و تكاملش ، این‌گونه روشها نیز توسط بزرگانی چون آدام اسمیت به تدریج ابداع ‌گردیدند اما از آنجا كه كمیت محصولات در سطح پایینی بود ، تاثیر این متدها نیز چشمگیر نبود .

كریستوفر پولهم ، مخترع سوئدی را می‌توان نخستین به‌كارگیرنده روشهای تقسیم كار به شمار آورد ؛ از جمله اقدامات وی ساخت ماشینهای سكه‌زنی برای جرج اول پادشاه بریتانیا بود . كریستوفر پولهم از طرفداران سرسخت استفاده از نیروی بخار بود ؛ او می‌كوشید تا در كلیه مراكز صنعتی نیروی بخار را جانشین نیروی انسانی كارگران سازند و خود در سال 1700 كارخانه‌ای برای ساخت ماشین‌آلات بخاری ساخت كه با نیروی بخار كار می‌كرد .

اما كسی كه برای اولین بار به اصل تقسیم كار در دنیای جدید تولید ، صورتی گسترده و نظام‌یافته داد ، هنری فورد صنعت‌پیشه آمریكایی بود . فورد نخستین اتوموبیل خود را در سال 1893 ساخت كه دارای دو سیلندر بود و پس از آ‌نكه خودش آن را 1600 كیلومتر راند ، به بهای دویست دلار فروخت و متعاقبا در سال 1899 یك شركت برای ساخت اتوموبیلی كه خرج آن را خود تهیه كرده بود ، تاسیس نمود . نظر اصلی فورد ، ساخت نوعی اتوموبیل ارزان برای استفاده عموم بود و قصد داشت تا با بالابردن محصول كارخانه ، قیمت تمام‌شده محصول نهایی ارزان گردد ؛ بدین‌منظور وی دستور داد به‌جای آنكه كارگران به‌سراغ قسمتهای مختلف اتوموبیل بروند و آنها را بر روی یكدیگر سوار كنند ، بر جای خود متوقف بمانند ؛ مطابق منظور فورد ، اجزای اساسی اتوموبیل كه در انبارهای مخصوص گردآوری شده بودند ، در خطوط فرعی - كه هر یك از آنها به سوار كردن یكی از واحدهای سازای اتوموبیل ( نظیر شاسی ، موتور و ... ) تخصیص داده شده بود - به راه می افتادند و جملگی این خطوط به خط اصلی سوار كردن اتوموبیل منتهی می‌شدند .

بعدها اصولی كه فورد برای تولید كالا در حجم بالا به كار برده بود در سایر موسسات صنعتی نیز اعمال گردیدند . هنری فورد در عین حال طرحهایی برای سهیم كردن كارگران در سود كارخانه‌ها به مورد اجرا گذارد ، به‌نحوی كه به عنوان نمونه در سال 1914 ، معادل سی میلیون دلار سهم از آن كارگران شد . داستان تقسیم كار در صنعت ، با مطالعات فردریك تیلور در باب مدیریت علمی شكل آكادمیك گرفت و یكی از اركان زمینه‌ساز شكل‌گیری مهندسی صنایع در سالها بعد گردید .