ديدگاه نوين استاندارد ايزو 2003: 10006

امروزه به كارگيري سيستم‌هاي مديريت کیفیت به عنوان ضرورتي براي ضمانت بقاي سازمانها، مطرح شده و دراين زمينه تحقيقات و مقالات گوناگوني به رشته تحرير درآمده است، ليكن از استقرار اين سيستم در پروژه‌ها كمتر بحثي به ميان آمده است. در اين مقاله ضمن تشريح مبحث مديريت كيفيت و مفاهيم و ويژگيهاي پروژه، به بررسي مديريت كيفيت در پروژه‌ها، به عنوان يكي از مهمترين حوزه هاي دانش مديريت پروژه، پرداخته شده و در ادامه با بررسي استاندارد جهاني ايزو 2003: 10006 (ويرايش دوم)، ديدگاه نوين اين استاندارد در خصوص مديريت كيفيت در پروژه‌‌ها مورد تحليل قرار مي‌گيرد.

امروزه مديريت كيفيت در پروژه‌ها، به عنوان
يكي از مهممترين حوزه هاي دانش مديريت پروژه به‌طورجدي‌موردتوجه متخصصين و دست‌اندركاران قرار گرفته است.

دراين مقاله ضمن بررسي مفاهيم سيستم مديريت كيفيت، پروژه و ويژگيهاي آن به تشريح مزاياي استقرار سيستم مديريت كيفيت در پروژه‌ها واهميت كيفيت و مديريت بر آن در كارهاي پروژه‌اي پرداخته شده است. در ادامه با هدف مطرح ساختن ديدگاه نوين استاندارد ايزو 2003: 10006 نسبت به مديريت‌كيفيت‌در پروژه‌ها، فرايندهاي اين استاندارد تشريح شده و ضرورت توجه به دو دسته فرايندهاي مرتبط با محصول پروژه و فرايندهاي مديريت پروژه به صورت توام و اعمال كيفيت در آنها، آشكارتر شده است.

 ... متن کامل مقاله در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

روش تدوين روش اجرايي مطابق الزامات استاندارد ايزو 10013

1- معرفي استاندارد ايزو 10013

اين استاندارد با عنوان "راهنمايي هاي براي تهيه مستندات سيستم مديريت كيفيت" راهنمايي هايي براي تهيه و برقرار نگه داشتن مستندات موردنياز براي ايجاد اطمينان از سيستم مديريت كيفيت اثربخش كه متناسب با نيازهاي خاص سازمان نيز باشد، ارايه مي دهد. استفاده از اين راهنماي يه ايجاد يك سيستم مدون همان گونه كه در استاندارد سيستم مديريت كيفيت مورد كاربرد الزام شده است، كمك مي نمايد.

راهنمايي هاي ارايه شده در اين استاندارد، علاوه بر سيستم مديريت كيفيت بر طبق استانداردهاي خانواده ايزو 9000 مي تواند براي مدون كردن ساير سيستم هاي مديريت از قبيل سيستم هاي مديريت زيست محيطي و سيستم هاي مديريت ايمني نيز به كار رود.



2- مستندات سيستم مديريت كيفيت

استاندارد ايزو 10013 بيان مي دارد كه آرايش مستندات سيستم مديريت كيفيت نوعاً از فرآيندهاي سازمان يا از ساختار استاندارد كيفيت مورد كاربرد يا تركيبي از آنها پيروي مي نمايد. ترتيبات ديگري كه نيازهاي سازمان را برآورده نمايد نيز مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.

ساختار مستندات مورد استفاده در سيستم مديريت كيفيت مي تواند به صورت سلسله مراتبي توصيف گردد. چنين ساختاري نگهداري، درك و توزيع مستندات را تسهيل مي نمايد. ايجاد سلسله مراتب به شرايط سازمان وابسته مي باشد.

گستردگي مستندات سيستم مديريت كيفيت از سازماني به سازمان ديگر بر حسب موارد زير مي تواند متفاوت باشد:


الف- اندازه سازمان و نوع فعاليت هاي آن

ب- پيچيدگي فرآيندها و تعامل آ نها، و

پ- شايستگي كاركنان.

 ... متن کامل مقاله در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

موسسات بین المللی گواهی دهنده سیستم های کیفیت ، ایمنی در ایران

CI انگلستان
   
زمینه ی فعالیت : صدور گواهینامه سیستم های کیفیت
   
آدرس : تهران- خیابان ولیعصر- روبروی پارک ملت- کوچه شناسا- پلاک6

تلفن :22024338

فکس:22046645




IEC انگلستان

   
زمینه ی فعالیت : صدور گواهینامه سیستم های کیفیت
   
آدرس : تهران- بلوار آیت اله کاشانی- خیابان شهید اعتمادیان- پلاک4- طبقه چهارم- واحد 2

تلفن:44001698

فکس:44001698

... متن کامل مقاله در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

مديريت جامع كيفيت (Total Quality Management) چيست ؟

مديريت جامع کيفيت همان فلسفه برتر است ؛ به اعتقاد ما مديريت جامع کيفيت همه ويژگيهاي گفته شده در گام پيشين را شامل مي‌شود ؛ مديريت جامع کيفيت با داشتن ارکان فلسفي و اصول ساده و قابل درک و فراهم نمودن يک بستر طبيعي براي تلاشها ، شايد تنها گزينه در پيش روي مديران باشد . سه رکن مهم فلسفه مديريت جامع کيفيت يعني مشتري‌محوري ، فرايندگرايي و ارتقاي مستمر هم در راس يک سازمان و هم در قاعده آن قابل درک و اجراست . مديران ارشد سازمان از تحليل فلسفه وجودي سازمان ، دورنما و رسالت آن فرايندهاي کليدي را تعيين مي‌کنند و در راستاي تحقق رسالت سازمان و پاسخگويي به نيازها و انتظارات مشتريان همه افراد سازماني يعني صاحبان فرايندها را براي ارتقاي عملكرد فرايندها آماده و بسيج مي‌نمايند . کارکنان نيز از قاعده سازمان با ارتقاي عملكرد فرايندهاي کليدي با مديران ارشد سازمان همگام و همراه مي‌شوند ؛ برآيند دو حرکت از بالا به پايين و از پايين به بالا موجب دگرگوني و تحول اساسي و جهت‌دار در سازمان خواهد بود ؛ تداوم اين دو حرکت و حمايت آن دو از هم به نهادينه شدن مديريت جامع کيفيت خواهد انجاميد .

انتخاب و اجراي چنين فلسفه‌اي است که به روشها و ابزار ارتقا ، از جمله روشها و ابزار آماري معنا مي‌بخشد . کساني که تلاش کرده‌اند بدون معرفي يک فلسفه مديريتي از روشها و ابزار براي حل مشكل يا ارتقاي کيفيت استفاده نمايند هرگز نتوانسته‌اند موجب تغييرات دائمي شوند . سازمانها شاهد دهها سال تجربه در زمينه کاربرد روشها و ابزارهاي مختلف بوده‌اند که بر سرنوشت آنها تاثيرات استراتژيك نداشته‌اند . سازمانها قبل از هر چيزي محتاج يک فلسفه مديريتي مناسب مي‌باشند .

تعريف مديريت جامع کيفيت (TQM)

مديريت جامع کيفيت فرايندي است متمرکز بر مشتريان ، کيفيت‌محور ، مبتني بر حقايق و متکي بر تيمها که براي دستيابي به اهداف استراتژيك سازمان از طريق ارتقاي مستمر فرايندها ، توسط مديريت ارشد سازمان رهبري مي‌شود .

 

ارکان فلسفي مديريت جامع کيفيت كدامند ؟

1- فرايندگرايي : سازمان را فرايندي مي‌بينيم که در آن درونداد ، روند و بروندادي وجود دارد که همه افراد بصورت افقي در مراحلي از فرايند قرار مي‌گيرند . تقسيم‌بندي عمودي و سلسله‌مراتبي وجود ندارد ؛ اگر فرايند بروندادي دارد همه در آن سهيم هستند .

2- مشتري‌محوري : تمامي افرادي که روي فرايند کار مي‌کنند و آنها که نتيجه فرايند را کسب مي‌کنند در واقع همکار و شريک هستند و بايد کار کنند . اگر چنين نگرشي در سازمان حاکم گردد ، براي مشتريان سازمان جايگاه ويژه‌اي ايجاد مي‌شود و مشتري صاحب حق و احترام مي‌گردد . در اين گونه سازمانها سلامت جريان کار و سلامت فرايندها وابسته به مشتري و اظهارنظر اوست ،

3- ارتقاي مستمر و فراگير فرايندها و سيستمها : با تمرکز بر ارتقاي عملکرد فرايندها و سيستمها و توانمندسازي کارکنان ، تلاش مي‌شود فرايندها و سيستمها بطور دائم در جهت پاسخ به نيازها و انتظارات مشتريان بهبود يابند

اصول مديريت جامع کيفيت (TQM) كدامند ؟

مديريت جامع کيفيت بر روي تعدادي مفروضات و اصول استوار است که آن را از ساير رويکردهاي مديريتي متمايز مي‌کند . اين فرضها و اصول عبارتند از :

1- فرايندها و سيستمها منشا بيشتر مشكلات مربوط به کيفيت مي‌باشد .

سازمانها شامل سيستمها و کارکنان مي باشند ؛ عملکرد کارکنان تحت‌تاثير تعامل همه اجزا و عناصر سيستمها است . مواد ، تجهيزات ، نيروي انساني ، سياستها ، روشهاي کاري و بالاتر از همه فرهنگ سازماني که تبلور ارزشها است ، بر نحوه ارائه خدمت تاثير مي‌گذارد . برآوردي محتاطانه نود درصد مشکلات را ناشي از سيستمها و ده درصد را مربوط به کارکنان مي داند . (دمينگ نودوشش درصد مشکلات را مربوط به سيستمها و فقط چهار درصد آنها را ناشي از کارکنان مي‌دانست) .کسب ديدگاه سيستماتيک به ما کمک مي‌کند تا بتوانيم مشکلات مربوط به سيستم را از مشکلات مربوط به کارکنان افتراق دهيم .

2- اگر عملکرد فرايندها و سيستمها درست باشد ، محصول يا خدمت بدون نقص خواهد بود .

ارتقاي واقعي عملکرد يک سازمان با درک کامل عملکرد فرايندها و سيستم و اصلاح دائمي آنها ، بر مبناي اطلاعات توليد شده توسط خود فرايندها و سيستمها امکان‌پذير است . ممکن است سوال شود که صلاحيتهاي حرفه‌اي کارکنان چه نقشي در ارتقاي کيفيت دارد ؛ بديهي است که صلاحيتهاي حرفه‌اي کارکنان حائز اهميت است اما ارزيابي عملکرد آنان بايد جزئي از عملکرد فرايندها و سيستمها باشد تا تاثير مثبت داشته ؛ بدون توجه به کارايي فرايندها و سيستمها نمي‌توان عملکرد کارکنان را ارزيابي کرد . ريشه مشکلات در سيستمهاست ؛ اگر سيستمها درست عمل کنند عملکرد کارکنان بهبود خواهد يافت .

متن کامل مقاله در ادامه مطلب

ادامه نوشته

مراحل اجرايي مديريت جامع کيفيت كدامند ؟

اجراي مديريت جامع کيفيت بايد تدريجي و طي مراحلي انجام گيرد . از زمان تصميم به اجراي آن تا ادغام کامل با کار روزمره کارکنان سالها طول مي‌کشد . هيچ راه ميانبري براي کوتاه کردن اين فاصله زماني وجود ندارد . براي پياده کردن مديريت جامع کيفيت الگوهاي اجرايي مختلفي به وجود آمده است اما بهترين الگوي اجرايي وجود ندارد .
براي اجراي مديريت جامع کيفيت در جمهوري اسلامي ايران يک الگوي شش مرحله‌اي ارائه مي‌شود اما بايد توجه کنيم که مرزبندي کاملا مشخصي بين اين مراحل وجود ندارد و در حين اجرا نيز سازمانهاي مختلف ممکن است اين مراحل را با سرعتهاي متفاوت طي کنند . شروع صحيح اجراي مديريت جامع کيفيت و صبر و شكيبايي شرط اول موفقيت مي‌باشد .

مراحل اجرايي مديريت جامع کيفيت :

1- مرحله آگاهي

در اين مرحله تواناييهاي بالقوه موجود براي اجرا شناسايي مي‌شوند و درباره اجراي مديريت جامع کيفيت تصميم‌گيري به عمل مي‌آيد . در پايان اين مرحله لازم است مديريت ارشد درک روشن و کاملي از مديريت جامع کيفيت و روشهاي جامع کيفيت و روشهاي دستيابي به آن پيدا کرده باشد ؛ بدين منظور شرکت در دوره‌هاي آموزشي ، مطالعه مقالات و کتابهايي درباره مديريت جامع کيفيت ضروري مي‌باشد . تشکيل يک تيم کاري متشکل از مديران ارشد براي ارزيابي سازماني و تهيه پيشنهادي براي تصميم‌گيري درباره اجراي مديريت جامع کيفيت لازم است ،

زماني که مديران ارشد تعهد خود را به اجراي مديريت جامع کيفيت نشان دادند بايد به سوالات کارکنان درباره ضرورت تغيير پاسخ دهند . بايد باب بحث و گفتگو در سازمان باز شود و مديريت ارشد با ارائه دلايل انتخاب مديريت جامع کيفيت و نتايج موردانتظار از اجراي آن ، زمينه پذيرش آنرا در کارکنان به وجود آورد . بنابراين مرحله آگاهي مرحله ايجاد آمادگي براي تغيير مي‌باشد . اين مرحله معمولا بيش از يک سال طول مي‌کشد !

متن کامل مقاله در ادامه مطلب

ادامه نوشته