جالب است كه بدانیم جنگ ‌جهانی دوم با همه ویرانیها و تلفات ، تاثیرات شگرفی در پیشرفت دانش بشری و از جمله مهندسی صنایع داشت ؛ توفق و پیروزی در جنگ نیازمند برخورداری از دانش برتر در قیاس با سایرین بود و همین كشورهای درگیر را به سوی سیر تكنولو‍‌ژیكی سوق می‌داد . در طول جنگ جهانی دوم و با پیشرفتهایی كه در زمینه‌های پژوهش در عملیات ، طرح‌ریزی واحدهای صنعتی ، ارزیابی مشاغل ، حمل‌و‌نقل مواد و برنامه‌ریزی و كنترل تولید حاصل گردید ، فعالیتهای مهندسی شكل بهتری یافت .

همچنین جنگ جهانی سبب بذل توجه افزونتر به طراحی و تحلیل سیستمها با هدف برنامه ریزی و كنترل فرایندها گردید ؛ یكی دیگر از روشهایی كه كاربرد گسترده‌ای یافت برنامه‌ریزی شبكه بود ؛ این روش نیز در طی جنگ جهانی دوم و توسط نیروی دریایی آمریكا شكل گرفت . روشهای برنامه ریزی شبكه مانند روش مسیر بحرانی و روش ارزیابی و بازنگری برای برنامه‌ریزی و كنترل‌پروژه ها به كار گرفته‌شد تا این پروژه‌ها در كوتاهترین زمان و با كمترین هزینه به انجام رسند .

مهندسی ارزش نیز یكی دیگر از دستاوردهای جنگ جهانی دوم بود كه در حقیقت به دنبال كمبود مواد اولیه و اهمیت یافتن آن و در پی تلاشهای لری مایلز شكل گرفت .

در دهه 1950 و با تأسیس انجمن پژوهش در عملیات آمریكا  (ORSA)و انجمن علوم مدیریت (IMS) دامنه تحقیقات تئوری در زمینه مهندسی صنایع افزایش چشمگیری یافت و به طور موثر از علوم ریاضی به عنوان ابزاری برای تجزیه و تحلیل و طراحی سیستمهای صنعتی استفاده گردید . چندین سال بعد و طی دهه های 1960 و 1970 كه با توسعه وسیع كامپیوتر همراه بود ، مهندسی صنایع از طریق گسترش تحقیقات در واحدهای آموزشی و تحقیقاتی ، پایه و اساس ریاضی پیدا كرد ؛ مدلهای ریاضی برای معرفی و بررسی سیستمها تعریف شد و از سوی دیگر سیستمهایی نظیر طراحی به كمك كامپیوتر (CAD) و ساخت به كمك كامپیوتر (CAM) ، سیستمهای ساخت انعطاف‌پذیر (FMS)  ، سیستمهای ساخت یكپارچه كامپیوتری (CIM) و روبوتها ، پا به عرصه مهندسی صنایع نهادند .