پاییز بهانه بود ! شعری از شمس لنگرودی
سر انجام
پاییز مه آلود
در را باز میکند
خاطرات پاییز
همه از آینده است
برگهای درخشانی که با رویای پرنده شدن به دهان ابد ریختند
پرندگان بیبرگ و گیاهی که پارهی قلبشان را به
درختان بیثمر آویختند
خزان بیگذشته بر پلهی برفی
دفتر خاطراتش را میبندد
و دو برگ سوخته بر پلک سفیدش بال میزند
شمس لنگرودی


+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۱/۲۹ ساعت 1:13 توسط مهندس صنایع
|